کی باورش میشه، همین الان که ما اینجا نشستیم زمین داره با سرعت 108هزار کیلومتر در ساعت دور خورشید میچرخه؟
+
نوشته شده در سه شنبه
1391/02/26ساعت 2:52 قبل از ظهر توسط اصغر نوربخش
|
چشمانت
با نور آفتاب سیاه میشود
و
زیر باران میدرخشد.
من
گاهی
میمیرم
و گاهی
تب میکنم.
+
نوشته شده در دوشنبه
1391/02/25ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط اصغر نوربخش
|
پدر: تحمل کن درست می شه اوضاع.
پسر: وقتی نتونی نفرتت رو نشون بدی، تبدیل به ترس می شه خفهت می کنه.
(بخشی از نمایشنامه حذر از حضور)
+
نوشته شده در یکشنبه
1391/02/17ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط اصغر نوربخش
|
چرا وقتي احترام مي گذاري به آدمها، دچار سوءتفاهم ميشوند؟
+
نوشته شده در چهارشنبه
1391/02/13ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط اصغر نوربخش
|